خاطرات جهادی - شهرضا

متن مرتبط با «برگم پر از اضطراب افتادن» در سایت خاطرات جهادی - شهرضا نوشته شده است

انسان هاي بزرگ در ارزيابي از خود بسيار سخت گيرند !

  • نیلوبلاگ

    پسر کوچکی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره. مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد.xa0xa0پسرک پرسید: «خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟»زن پاسخ داد: «کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد.»xa0xa0پسرک گفت: «خانم، من این کار را با نصف قیمتی که او می دهد ان...

    ادامه مطلب
  • عشق پرواز بلنديu200cست مرا پر بدهيد

  • نیلوبلاگ

    عشق پرواز بلنديست مرا پر بدهيدxa0به من انديشة از مرز فراتر بدهيدمن به دنبال دل گمشدهاي ميگردمxa0يك پريدن به من از بال كبوتر بدهيدxa0تا درختان جوان، راه مرا سد نكنندxa0برگ سبزي به من از فصل صنوبر بدهيدxa0يادتان باشد اگر كار به تقسيم كشيدxa0باغ جولان مرا بيدر...

    ادامه مطلب
  • انسان هاي بزرگ در ارزيابي از خود بسيار سخت گيرند !

  • نیلوبلاگ

    پسر کوچکی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره. مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد.xa0xa0پسرک پرسید: «خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن های حیاط ...

    ادامه مطلب
  • دولت یازدهم» دولتی که کاری نمیu200cکند/ کدخدایی غرب را قبول کردند تا نانی جلوی ما پرت کنند روحانی

  • نیلوبلاگ

    به گزارش مشرق،xa0این روزها فرصت نقد فراهمتر شده است. ایام انتخابات است و این ایام همیشه فرصتی بوده که سیاستها نقد شوند، مسیر پیمودهشده بازبینی شود و حرفهایی که برای ادامه مسیر باید زده شوند، گفته شوند؛ حرفهایی که شاید در طول مدتِ چهارساله ریاستج...

    ادامه مطلب
  • روزهاشان پرتقالي باد!

  • نیلوبلاگ

    دوستان من كجا هستند؟ روزهاشان پرتقالي باد! ((سهراب سپهري))...

    ادامه مطلب
  • این پنجره ، فقط به هوای تو باز بود ..

  • نیلوبلاگ

    xa0 کاری به سرد و گرم بهار و خزان نداشت این پنجره ، فقط به هوای تو باز بود ... فرامرز عرب عامری...

    ادامه مطلب
  • برگم پر از

  • نیلوبلاگ

    xa0 دارد پاییز می رسد ، xa0 انارنیستم xa0 که برسم به دست های تو؛ xa0 برگم xa0 پُر از اضطرابِ افتادن! xa0 علیرضا روشن xa0 xa0 xa0...

    ادامه مطلب